الشيخ الصدوق ( مترجم : بلاغي )
8
من لا يحضره الفقيه ( فارسي )
گسترش مىيافت ، پس أعلام را بنشان روشنى آن ساختند ، و از آن پس خداى عزّ و جلّ آن موضع را همگى حرم ساخت . و امّا حكمت استلام حجر و دست سودن بر آن اينست كه ميثاقهاى خلايق درون آن قرار دارد ، و اين سنگ در آغاز از شير سفيدتر بود ، پس در اثر گناهان بنى آدم بسياهى گرائيد و اگر تماسّ پليديهاى جاهليّت با آن سنگ نمىبود هيچ دردمندى با آن تماسّ حاصل نمىكرد مگر آنكه شفا مىيافت . شرح : « تمامى آنچه پس از خبر 2114 تا اينجا ذكر شد اخباريست كه مؤلَّف در عيون و علل و امالى آورده است » . 2115 - و حطيم را از آنرو حطيم ناميدهاند كه مردم در كنار آن تزاحم مىكنند ، و شانه بر شانه هم مىسايند . شرح : « اين مطلب را مصنّف در همين مجلَّد از حديث معاوية بن عمّار از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است » . و مردمان را رسم اين شد كه حجر الاسود و ركن يمانى را استلام همى كردند و آن دور كن ديگر را استلام نمىكردند ، زيرا حجر الأسود و ركن يمانى در سمت راست عرش جاى دارند ، و همانا كه خداى عزّ و جلّ فرموده است تا آنچه در جانب راست عرش او